ماجرای سوریه و حمله امریکا

در خصوص احتمال حمله به سوریه چند تا نکته میخوام بگم:
من احتمال حمله امریکا و هم‌پیمانانش به سوریه رو ضعیف میدونمبه چند دلیل:
۱٫اوباما علیرغم فشارهایی که از سوی افراد جنگ‌طلب و یا اسرائیل بهش میاد باید وجهه صلح‌طلب بودنش رو حفظ بکنه.
اوباما رئیس جمهوری بود که نیروهای امریکایی رو که بوش پسر به افغانستان و عراق برده بود رو از اونجا خارج کرد.
۲٫اوباما در دوره دوم ریاست جمهوری‌اش به سر میبره و احتمالا نمی‌خواد با وجهه بدی میون مردم امریکا این منصب رو ترک بکنه.
۳٫سوریه الان با این وضعیتش خیلی نیاز به نیروهای امریکایی نداره و حتی با لشکرکشی کشوری مثل عربستان و حمایت نظامی اردن و فعالیت بیشتر نیروهای ضدبشّار در خاک سوریه هم قابل از هم‌پاشی هست و نیازی به لشکرکشی امریکا نیست.
۴٫ایستادگی روسیه در مقابل امریکا و اینکه تقابل این دو کشور در این اواخر داره بیشتر خودش رو نمایان تر میکنه هم میتونه دلیلی باشه تا امریکا کمی فیتیله‌اش رو پایین بکشه و نخواد قضیه رو به سمت جنگ نظامی ببره. چون تجربه پیروزی تو عرصه‌های دیگه مقابل روسیه رو داره و بهتره نخواد تو عرصه نظامی ریسک بکنه. و در دیپلماسی باهاش بجنگه به‌صرفه تره براش.

نقش ایران چیست؟

به نظر من ایران باید تمام تلاشش رو برای جلگیری از جنگ در سوریه بکنه.  از تمام ظرفیت‌هاش استفاده بکنه تا حمله امریکا و هم‌پیمانانش رو متوقف بکنه؛ چه از راه دیپلماسی و چانه‌زنی و چه از راه گروکشی، اقتصادی و تحریم نفت و حتی تهدید به حمله نظامی علیه اسرائیل و …
چراباید جلوی جنگ محتمل رو گرفت؟
چون جنگ اصلا خوب نیست. جنگ جز بدبختی نمیاره. جنگ جز اینکه خرابی‌های بیشتری در خاورمیانه اضافه بشه نداره. زمین جنگ بیخ گوش ماست نه چند هزار کیلومتر اون‌ور تر! تبعات جنگ دامن‌گیر مسلمون‌ها میشه. میلیون‌ها انسان کشته و زخمی می‌شوند. میلیاردها دلار به اقتصاد ما و … ضربه میخوره. صرفه اقتصادی جنگِ محتمل، در جیب کارخانه های جنگ‌افزارسازی (که عمدتا در امریکا هستند) میره و احتمال پیروزی امریکا و هم‌پیمانانش در جنگ بیشتره و دارای ریسکه.
اما اگر جنگ شد چی؟
به نظر من اگر حمله امریکا به سوریه اتفاق بیفته ایران باید رودربایستی و ژست بچه مثبتی و عدم دخالت در امور کشورها (حرف الکی که سال‌هاست داریم میزنیم) و حتی ترس رو بذاره کنار.
ایران باید علاوه بر استفاده از ظرفیت‌های دیگرش، با کمک سوریه و حزب‌الله و همچنین حماس و دیگر نیروهایی که در منطقه آمادگی کمک به ایران را دارند (پایگاه‌های عراق و …) اسرائیل را با خاک یکسان کند. همان اسرائیلی که سال‌هاست تحقیرش میکنیم که اندازه استان ایلام مساحت دارد! و طول و عرضش را میشود با یک سواری در یک شبانه‌روز طی کرد.
سال‌هاست شعارش را در علن و خفا دادیم! جورهایی کشیدیم برایش، وعده ها دادیم و سختی ها کشیدیم، فحش‌ها خوردیم و حالا وقتش رسیده که عمل کنیم. مگر ادعای قدرت برتر نظامی در خاورمیانه را نداریم؟ مگر دو نیروی نظامی آماده، سلحشور و توان‌مند (سپاه و ارتش) نداریم؟ مگر انگیزه اش را نداریم؟ مگر اسرائیل غده سرطانی نیست؟ آیا سرطان با شعار درمان می‌شود؟
باید بدانیم که اگر امریکا به سوریه حمله کند و ما دخالت نکنیم مطمئنا بازی را باخته‌ایم. دیر یا زود نفر اول نباشم نفر دومی هستیم که باید منتظر باشیم که کِی به ما حمله کنند!
در حمله به اسرائیل احتمال بیشتری را داریم این ریسک را ببریم و هم جاپای خودمان را در منطقه و جهان مستحکم‌تر کنیم و هم اینکه بازی را حداقل نمی‌بازیم. ولی اگر دست روی دست بگذاریم، بدجور می‌بازیم. آن وقت نه حز‌ب‌اللهی که سال‌ها ساپورتش کردیم و پروراندیم برایمان فایده داره و نه در منطقه حامی داریم. یعنی خودکشی تدریجی! یعنی باید آرام آرام خودمان را به دست جهان‌خوار تقدیم کنیم.

readmore

دیپلماسی احمدی‌نژاد و امریکای لاتین

این چند جمله را زمان فوت مرحوم چاوز نوشته بودم که وقت نشد آن را اصلاح و جمع‌بندی ومنتشرش کنم. لکن بعد از تغییر دولت، آن را اصلاح و منتشر می‌کنم(البته باید جملات پخته تر شود و از حالت تک جمله‌ای خارج شود):

 

همه خوب میدانیم که ارتباط دیپلماتیک ایران با کشورهای امریکای لاتین در دولت نهم و با جدیت و پیگیری شخص دکتر احمدی نژاد انجام گرفته است.

ارتباط با کشورهای امریکای لاتین در زیر گلوی امریکا یکی از دست‌آوردهای دیپلماتیک دولت نهم و دهم بود که در ابعاد بسیاری تاثیرات مثبتی به همراه داشت.

  • معرفی اسلام و ایران به عنوان یک کشور اسلامی به مردم کشورهای آن منطقه و به نوعی تبلیغ اسلام.
  • اعلام همبستگی ایران به عنوان کشوری اسلامی که می‌تواند به غیر از داشتن دیدگاه های کمونیستی مقابل امپریالیسم ایستادکی کند.
  • همپیمانی یک کشور تولیدکننده‌ی نفت و گاز با کشوری چون ونزوئلا که در تولید نفت و تاثیرش بر اوپک
  • ایجاد حس شخصیت و استقلال میان کشورهایی چون پرو، بولیوی ونزوئلا و … که هر یک به تنهایی نمی‌توانستند مقابل سیاست‌های مداخله‌جویانه امریکا ایستادگی کنند.
  • و…

همانطور که میدانید در تعاریف جغرافیای سیاسی، مرز استراتژیک یک کشور، نه مرز آن با کشور همسایه اش بلکه مرز کشور همسایه‌اش با کشور همسایه آن تعریف می‌شود. به عنوان مثال مرز استراتژیک ایران مرز ایران و پاکستان نیست بلکه مرز پاکستان هند است.

امریکا در این میان یکه‌تازی می‌کرده و مرز استراتژیک خود را محدود به کشورهای همسایه و همسایگانش نمیکرد. (به چند دلیل: یک حالت قاره ای داشتن کشور امریکا و داشتن مرز آبی گسترده و دو اینکه خوی سلطه و تمامیت‌خواهی امریکا به او این اجازه را میداد که در هر نقطه از جهان که بخواهد پایگاه و یا حضور نظامی داشته باشد و حملات امریکا به ویتنام، ژاپن، عراق، افغانستان، یوگوسلاوی و… همگی شاهدی بر این گفته هستند). در مقابل این خوی استعماری، ایران فعالیت های دیپلماتیک خود را محدود به کشورهای همسایه ندانست و دقیقا به جایی رفت که نزدیک‌ترین مرز‌ها را به امریکا داشته باشد و بتواند با رابطه با آن‌ها به نوعی حضور امریکا در حوالی ایران را جبران نماید. این حضور در حالی است که ایران به هیچ یک از این کشورها باج نداد، بلکه در هر مرحله با دیپلماسی سالم ارتباط خود را مستحکم تر کرد و توانست نظرات کوبا، شیلی، پرو، بولیوی، ونزوئلا، برزیل و… را به خود جلب کند.

بازگشت آرژانتین از نظرات سابق خود در خصوص متهم بودن ایران در رابطه با انفجار در رستوران و کشته شدن تعدادی یهودی در این خصوص و همچنین تیره شدن روابط اسرائیل و آرژانتین با هم و فراخواندن سفرای هر دو کشور در همین راستاست.

تعطیلی سفارت اسرائیل در کاراکاس نیز از جمله فعالیت‌های قابل تحسین ونزوئلا بود که نتیجه رایزنی‌های دکتر احمدی‌نژاد با چاوز حین تجاوز اسرائیل به غزه بود.

چاوز

مطمئنا اگر ایران چنین نمی‌کرد، روحیه امپریالیسم‌ستیزی در آن منطقه بعد از مرگ چاوز و ناتوانی کاسترو  از بین می‌رفت.

اما در عین این پیروزی بزرگ، مخالفان دولت اعم از اپوزسیون داخلی و خارجی و راست و چپ و کارگزار و… به طرز عجیبی با این پیوند دیپلماتیک مخالف بودند. جماعتی که خود هیچ‌گاه نتوانستند از لحاظ دیپلماسی بدون باج و … به پیروزی برسند نمی‌توانستند شاهد آن باشند که احمدی‌نژاد (یک لا قبای بدون وابستگی به جریان‌ها و خاندان‌های قدرت و ثروت) بسم‌اللهی گفته و قدمی برداشته و پایش را گذاشته در امریکای لاتین.

به هر حال دولتهای نهم و دهم تمام شدند و دولت یازدهم با رویکرد سیاسی دیگری با شعار تدبیر و امید و اعتدال پا در عرصه مدیریت سیاسی و اجرایی کشور گذاشت و قرار است تغییراتی را نیز در عرصه دیپلماسی به‌وجود آورد.

امید است که دولت امید به راحتی امریکای لاتین را به بهانه‌ی ارتباط با کشورهای غربی (ای که در دوران اصلاحات باج گرفتند و علیه ما قطع‌نامه صادر کردند)، دست‌آورد دولت احمدی نژاد را به ثمن بخس نفروشد.

لینک‌ مرتبط:

احمد شریعت: به یاد هوگو چاوز

 

readmore

باید بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود

شیمون پرز، در گفتگو با شبکه تلویزیونی فاکس نیوز، نیویورک، ۲ مهر ۱۳۸۹:
«ما باید وضعیتی به وجود بیاوریم که در آن، بودن با احمدی نژاد به یک ننگ تبدیل شود. او یک دیکتاتور است. او یک قاتل است. او یک تروریست است… او تقریبا به عنوان یک قهرمان فرهنگی پذیرفته شده است. چنین وضعیتی مایه شرمساری است. ما باید ارزشهایمان را تقویت کنیم. باید اهمیت شرمسار بودن را برگردانیم.»
(منبع: http://video.foxnews.com/v/4349448/israeli-president-on-hannity)
رئیس رژیم صهیونیستی وقتی این جملات را به زبان می آورد، خوابش را هم نمی دید که خیلی زود، کسانی در ایران به خواسته اش جامه عمل بپوشانند.

با تشکر از حامد فتاحی: http://armanha.com/?p=2636

به علت فیلتر بودن فاکس‌نیوز، می‌توانید فیلم مصاحبه با شیمعون پرس را نیز از اینجا دریافت کنید:

shimon-peres-ahmadinejad-foxnews

 

readmore

برف در مسجدالاقصی

برف در مسجدالاقصی

readmore

دروغ‌پردازی اسرائیل در حمایت از جنبش سبز

تارنمای فارسی وزارت امور خارجه اسرائیل که از ابتدای فتنه ۸۸ تا به حال علاوه بر پوشش خبری فتنه‌گری‌ها و منتشر کردن بیانیه‌های آقایان متوهم و جاهل، سابقه دارد و حتی چند روز قبل از هر تجمع و اغتشاش اقدام به شعارسازی برای جنبش سبز می‌کند، این بار در سایت خود مدعی شده است «حکومت ایران برای سرکوب تظاهرات مردمی در آن کشور ۵۰۰ر۱ تن از چریک های حزب الله را به تهران آورده است».

 

این در حالی ‌است که این سایت نه تنها هیچ تصویر و سندی در این باره ارائه نکرده است، بلکه برای این مطلب خود نیز مجبور شد از تصویری که در تابستان ۸۸ منتشر شده بود استفاده کند؛ تصویری که مردان با پیراهن آستین‌کوتاه و زنان با پوشش تابستانی در آن به چشم می‌خورند.

پر واضح است، رژیم صهیونیستی به دلیل شکست‌های متعددی که از حزب الله لبنان در عرصه های سیاسی، نظامی و امنیتی خورده است و همچنین حمایت از جنبش سبز، دست به این‌گونه دروغ‌پراکنی‌ها می‌زند.

readmore

تناقضات سبز

جنبش سبز از ابتدا تحت رهبری ظاهری میرحسین موسوی دچار تناقضات بسیاری بوده است. تناقضاتی که شمارش آن به راحتی امکان پذیر نیست و لیست کردن و بررسی آن نیاز به انجام یک پژوهش دارد. از مسائلی چون ادعای پیروی از خط امام و عمل برخلاف خط امام و شعارهای انحرافی گرفته تا رقابت سیاسی میان چند نامزد انتخاباتی و ادعای پیروزی هر یک و انجام تقلب توسط رقیب مشترک؛ از تناقضاتی بوده است که از ابتدا دامن­گیر این راه پر توهم بوده است.

در میان رهبران و طیف طرفداران این جنبش نیز به انواع سلیقه­های فکری و سیاسی و مذهبی برمی­خوریم که هیچ عقل سلیمی نمی­تواند این شکاف عمیق و این اتحاد ظاهری را با یکدیگر جمع کند و در اصطلاح منطقی به این نتیجه می­رسد که اجتماع نقیضین محال است. از پیروان خط امام و انقلاب گرفته تا مجاهدین خلق، از اسرائیل و امریکا گرفته تا سران برخی کشورهای عربی، از برخی مسئولین حال حاضر کشور گرفته تا رقاصه­های فراری خارج از کشور، از لیبرال­های لندن­نشین در اتاق فکر جنبش گرفته تا بازماندگان و اعضاء بیت حضرت امام خمینی و…. . در این میان نه می­توان طرفداران جنبش سبز را به یک نوع عقیده خاص محدود کرد و نه می توان نگفت که هیچ یک از گروه های ذکر شده عضوی از جنبش سبز نیستند. لکن تمام این گروه منحرف و دچار تناقض می­توان طرفدار جنبش سبز نامید.

در اینجا سعی شده تا برخی از تناقضات این جنبش در ماه­های اخیر فعالیتش ذکر شود که نشانگر شکاف عمیق میان تصمیم­ها و سردرگمی سران جنبش فتنه است.

‌أ)          طرفداران و سران جنبش سبز، در مورد فلسطین می‌گویند قضیه‌ی فلسطین و اسرائیل یک قضیه‌ی یهودی-عربی است و به ما ربطی ندارد؛

‌ب)       سران جنبش سبز می­خواهند بهانه‌ای برای اظهار وجود دست و پا کنند؛

‌ج)        سران جنبش سبز در اینجا دیگر قضیه‌ی مبارک و مصر و بن‌علی و تونس را یک مسئله عربی نمی­دانند.

***

‌أ)          محمودعباس به موسوی برای موازنه‌ی قدرت در منطقه به نفع اسرائیل، ۵۰ میلیون دلار به موسوی کمک میکند؛

‌ب)       مردم مصر علیه مبارک قیام می‌کنند و یکی از مهمترین اعتراضاتشان رابطه مبارک با اسرائیل و هم‌پیمانی با آن است؛

‌ج)        میرحسین موسوی طبق خواسته اسرائیل برای حمایت از قیام مردم مصر درخواست راهپیمایی می‌کند.

***

‌أ)          حسنی مبارک پس از فرار محمدرضاشاه، پذیرای خاندان پهلوی است و حتی پس از مرگ شاه به خاندان پهلوی خدمت می‌کند؛

‌ب)       مردم مصر علیه مبارک قیام می‌کنند و میرحسین موسوی در حمایت از مردم مصر درخواست راهپیمایی میدهد؛

‌ج)        رضا پهلوی معروف به ربع پهلوی که سالها تحت حمایت حسنی مبارک بوده، از مردم ایران می‌خواهد در راهپیمایی ۲۵ بهمن ۸۹ حضور گسترده داشته باشند.

***

‌أ)          مردم مصر علیه حسنی مبارک قیام می‌کنند و اسرائیل به دلیل از بین رفتن حکومت مهمترین همپیمان منطقه‌ای به خود می‌لرزد؛

‌ب)       میرحسین موسوی به بهانه حمایت از مردم مصر درخواست راهپیمایی برای ۲۵ بهمن می‌دهد؛

‌ج)        وزارت امور خارجه اسرائیل به طرفداران جنبش سبز توصیه می‌کند که راز پیروزی مردم مصر در ساقط کردن نظام، حضور همه‌جانبه و گسترده مخالفین در میدان بوده!.

***

‌أ)          طرفداران جنبش سبز، مبارزین حماس را تروریست و سنی‌مذهب خوانده و حمایت از آنان را صحیح ندانسته و اسرائیل را یک کشور قانونی می دانند؛

‌ب)       محمود عباسِ بهایی زاده،‌ ۵۰ میلیون دلار به میرحسین موسوی کمک می‌کند؛

‌ج)        طرفداران جنبش سبز، پس از شورش و وحشی‌بازی در ۲۵ بهمن و اختلال در نظم جامعه، بسیجیان و نیروی انتظامی را همانند اسرائیلیانی تشبیه کرده که به جان جنبش سبزی‌های همچون فلسطینی افتاده‌اند.

***

‌أ)          طرفداران جنبش سبز هنگام انتخابات شعار “رای ما نخست وزیر امام” را سر می‌دهند؛

‌ب)       طرفداران جنبش سبز بعد انتخابات تصاویر امام را تجمعاتشان پاره می کنند؛

‌ج)        طرفداران جنبش سبز به صدا و سیما انتقاد می­کنند که چرا تصویری خشن از امام در اذهان عمومی ایجاد می­کند.

***

‌أ)          امام خمینی اصل ولایت فقیه را مترقی ترین اصول قانون اساسی می داند؛

‌ب)       سران جنبش سبز خود را منتسب به امام و پیرو راه وی می دانند؛

‌ج)        طرفداران جنبش سبز شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه را سر می دهند.

همین مطلب با قلم من در تریبون مستضعفین با نام نگاهی گذرا به جنبشی پر تناقض

readmore

منافع ملت؟

باور کنید این متن در سایت وزارت امورخارجه اسرائیل منتشر شده:

«اگر سران دو کشور مصر و اردن برای صلح با اسرائیل پیشگام شدند، به خاطر دلسوزی سران آن ها برای تامین منافع ملت های خویش بوده است و اگر کشورهای دیگر عرب هنوز به این صلح نرسیده اند، به علت آن است که حکومت های خودکامه ای در آن ها فرمانروائی می کنند که به منافع ملی و مردمسالار بی توجه هستند.» لینک ۲۰ بهمن ۸۹

یعنی مبارک فقط برای منافع ملتش بود که در محاصره دوساله غزه شرکت کرد.

readmore

ما همه فلسطینی هستیم

قرار بود در سفر کنفدراسیون بین المللی نویسندگان فلسطین، محمود درویش و دوستانش را همراهی کنم، اما در آن مقطع به دلایلی موفق نشدم. محمود درویش یکی از شب های آن سفر یکی از اجراهای من را برای دوستانش پخش کرده بود. دیدار میسر نشد؛ من دوستان دیرین فلسطین را ندیدم تا روزی که محمود درویش پدر معنوی ملت فلسطین، با زندگی وداع کرد و قرار بر این شد که من به همراه پیکر بی جانش به رام الله باز گردم. چند دقیقه پیش از رفتن به فرودگاه، زنی با من تماس گرفت و گفت آقای ژوزه ساراماگو می خواهد با شما صحبت کند. زن، فرانسه را با لهجه اسپانیایی حرف می زد. بعدها فهمیدم با همسر ساراماگو صحبت کرده ام. بیشتر با همسرش صحبت کردم و گفت و گوی من با خود او تنها چند دقیقه بود. چند و چون به خاک سپاری و برنامه ها را در رام الله برایش توضیح دادم. گفت غمگینم. و ای کاش می توانستم درویش را در آخرین لحظه ها ببینم. سفر برای او مهیا نشد و باز هم دیدار با او دست نداد. سال بعد هارولد پینتر و دوستانش مراسم یادبود اولین سالمرگ درویش را در لندن برگزار کردند. قرار بود به عنوان دوست نزدیک او در این مراسم حرف بزنم و قطعه ای به یادش بنوازم. حرف نزدم اما قطعه ای را که در سفر به آمریکا و در خانه محمود درویش ساخته بودم، در آن مراسم نواختم. پایین که آمدم صندلی سمت چپ ساراماگو خالی بود همان جا نشستم. همدیگر را شناختیم، اما وقت حرف زدن نبود. هارولد پینتر شعری برای محمود سروده بود و همه منتظر بودیم تا بشنویم. وقت شعر خوانی، ژوزه ساراماگو دست هایش را توی هم گره زده بود و زیر چانه اش می فشرد. صدای چکشی هارواد پینتر انگار بر روحش ضربه می زد. شعر خوانی که تمام شد چشم های پیرمرد خیس از اشک بود. دستش را روی دستم که به لبه صندلی تکیه داده بودم، فشرد و زیر لب گفت: «ما همه فلسطینی هستیم

مارسل خلیفه/ نوازنده بین المللی عود

منبع: مجله الف- تیر ۸۹

readmore

آقای نامبارک خیانت کردی، خیانت!

شیمعون پرس، حسنی مبارک و یاسر عرفات

آقای حسنی مبارک!

جدی نگرفتی این جملات را و خیانت کردی!

حالا بخور!

«آن کسانى که اسرائیل را تغذیه می‏کنند، در جبهه‏ى اسرائیل هستند. آن کسانى که به هر نحوى از انحاء به اسرائیل کمک مى‏کنند، در جبهه‏ى اسرائیل هستند. آن کسانى که با صهیونیستها مذاکره می‌کنند، در جبهه‏ى اسرائیل هستند. مبارزه براى استنقاذ سرزمین فلسطین، باید معناى حقیقى مبارزه را داشته باشد. مبارزه، نقطه‏ى مقابل سازش است. در این مسأله، سازش خیانت و مبارزه وظیفه است. هیچ‏کس سازش را به حساب مبارزه نگذارد.»

سخنان رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه ای در ۱۳/۰۹/۱۳۶۹

readmore

تحولات مصر و تونس و غرب

در کشورهایی چون مصر و تونس باید به برخی از ویژگی های مشترک آن نگاه انداخته تا به راحتی بتوان شباهت‌ حوادث رخ داده و همچنین آینده‌نگری نسبت به این حوادث را تحلیل کرد.
این دو کشور هر دو در خاورمیانه، هر دو در افریقا و هر دو جزء کشورهای عربی و اسلامی هستند.
و از همه مهمتر اینکه این دو کشور تا سالیان نه چندان دوری (کمتر از ۷۰ سال گذشته) مستعمره کشورهای انگلستان و فرانسه بودند.
از دیگر وجوه مشابهت این دو کشور، این است که مردم هیچ یک از این دو نتوانستند طعم مردم‌سالاری دینی و همچنین انتخاب اختیاری حاکمان خود را بچشند و این خود یکی از بزرگترین عوامل حضور جدی مردم در نقش‌آفرینی تحولات اخیر محسوب می‌گردد. و مهمتر از هم اینکه انور سادات و زین‌العابدین بن علی از متحدان امریکا و همچنین مجریان سیاست‌های آنان در منطقه بودند.
شکل گیری قیام مردمی در کشورهایی چون تونس و مصر و همچنین رسیدن ترکش هایی از آن به اردن و یمن  در طول دو هفته‌ی اخیر نشانگر تغییراتی در منطقه است که کمتر کسی آن را بدین سان پیش‌بینی می‌کرد.
وجود اختناق و عدم فعالیت‌های حزبی و همچنین فقدان مردم‌سالاری و مهمتر از آن نبود آزادی اسلامی در میان این کشورها، مردم را بر آن داشت تا با قیام علیه حکام خواسته‌هاشان را مطرح کنند و مهمترین خواسته‌ی مردم تغییر حکومت و تصفیه شدن هیئت حاکمه از مسئولین قبلی‌است. اما عدم حضور یک رهبر شایسته و همچنین مقبول میان مردم باعث شده تا این روند دچار مشکل شده. اگرچه بازگشت راشدالغنوشی به تونس پس از سال‌ها تبعید نویدبخش به دست‌گیری قیام‌ها و سوق دادن آن به سمت ایجاد دولت موقت و انتخابات سراسری است، لکن در مصر هنوز حزب یا شخصیتی مطرح را نمی‌توان یافت که امور را به دست گرفته و به راحتی مقبول اکثریت مصریان باشد.

نکته‌ی مهمتری که باید از آن سخن گفت نقش کشورهای غربی به ویژه امریکاست که با توجه به تصوری که از خود به عنوان ابرقدرت جهانی و مسئول نظم جهان دارد، به آسانی اجازه نخواهد داد تا در جهان اسلام، متحدینی را از دست داده و این احتمال به وجود آید تا انقلابی اسلامی همچون انقلاب ایران رخ دهد.
امریکا و پیروان سیاست وی به خوبی می‌دانند که عدم دخالت در این امور برایشان گران تمام شده و مانع اجرای سیاست‌های آنان در این منطقه خواهد شد. بنابراین امریکا، انگلیس و … در ابتدای شکل‌گیری قیام مردمی مصر به سختی در حمایت از مبارک سخن گفتند و به وی اطمینان دادند تا از وی و حکومتش دفاع خواهند کرد . اما پس از گذشت چندین روز و برآورد امریکا، به وی دیکته شد تا دولت را عوض کرده و برای خود معاونی (عمر سلیمان) را انتخاب کند. لکن این شیوه نیز نه تنها نتوانست از حجم اعتراضات بکاهد بلکه پیام‌های بیشتری از سوی مردم ارسال شد که مبارک باید برود و مردم باید برای آینده‌ی کشورشان تصمیم‌گیری کنند. این چنین شد که امریکاییان چاره ای جز تغییر در مصر را ندیده و دیگر اصراری بر حضور هیئت حاکمه  و یا به فکر مخالفت با قیام‌های مردمی نیفتادند، بلکه گام بعدی را به قصد تحریف این قیام‌ها برداشتند. اینکه غرب بخواهد در میان قیام مردم نفوذ کرده و یا اشخاصی  را که خود مدنظر دارد را با رنگ و بوی مردمی به سوی کرسی ریاست جمهوری بکشاند دسیسه‌ایست که مردم مصر باید از آن آگاه شده و در مقابل آن تمهیدات خاصی را بیاندیشند.
در این میان محمدالبرادعی شخصیتی‌است که توانایی اجرای این نقش را برای غرب داراست. وی از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۹ دبیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بوده و در سال ۲۰۰۵ برنده جایزه صلح نوبل شد.
البرادعی در طول سالیانی که دبیرکلی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را به عهده داشت مواضعی چند پهلو نسبت به فعالیت‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران می‌گرفت و همچنین اعتراض خاصی به فعالیت‌های غیرقانونی هسته‌ای اسرائیل نداشت و همچنین همین موضع‌گیری‌ها موجب اخذ جایزه‌ی صلح نوبلی شد که در طول سالیان قبل به افرادی چون شیمعون پرس، اسحاق رابین و مناخیم بگین از اسرائیل یا روزولت، کسینجر، کارتر و اوباما از امریکا و یا انورسادات رئیس جمهور معدوم مصر رسیده است.
به همین دلایل است که جنبش اخوان المسلمین به صورت رسمی اعلام کرد که البرادعی نماینده‌ی اخوان المسلمین برای مذاکره با رژیم مصر نیست.
در این میان نقش رسانه‌های غربی را نباید نادیده گرفت. رسانه‌هایی که با ارائه‌ی تحلیل‌های مختلف و همچنین اعلام نمایندگی‌های دروغینی چون ماجرای البرادعی سعی در تحریف ماجرا دارند. همچنانکه قبل از آن سعی بر این داشتند تا دلایل قیام مردمی را واژگون نشان داده و اعلام کنند قیام مردم مصر و تونس رنگ و بوی اسلامی ندارد. اما از میان سخنان سران رژیم صهیونیستی می‌توان این نگرانی را یافت . نگرانی از اینکه قیام مردم مصر با توجه به شباهت‌هایی که در مقدمه به انقلاب اسلامی ایران دارد، به نتیجه‌ای منجر شود که اسرائیل مجبور شود بزرگترین متحد خود در منطقه و همسایگی‌اش را از دست دهد و  مجبور شود در کنار سوریه و حزب‌الله، مصری را نیز تحمل کند که گرایش‌های اسلامی و انقلابی شدید دارد.

______________________________________________________________-

[۱]  یمن و اردن نیز دارای همان وجوه مشابهتی است که مصر و اردن دارای آن هستند.

[۲] . http://www.basirat.ir/news.aspx?newsid=204603

[3] . http://www.teribon.ir/archives/38838

[4] . http://rajanews.com/Detail.asp?id=77981

[5] . http://www.teribon.ir/archives/38621

[6] . http://www.teribon.ir/archives/38789

همین مطلب با قلم من در تریبون مستضعفین با نام نگاهی به اشتراکات تحولات مصر و تونس

readmore

مطالب قبلی«

line